ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
117
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
فلسفهء يونان بوده كه به دست آنان افتاده و از آن سخن گفتهاند . براى كسى كه به ظواهر الفاظ انجيل عقيدهمند باشد ، استدلال به ظاهر عبارات انجيل ، براى اثبات اينكه تنها عيسى ( ع ) پسر خداست و نه ديگران ، ميسّر نيست ؛ زيرا چنانكه در انجيل آمده حضرت عيسى ( ع ) فرموده است : « من به سوى پدر خود و پدر شما و پروردگار خود و پروردگار شما مىروم . » در اين سخن او خود را با مردم در هردو مسئله ( ى پدر خواندگى خدا و ربوبيت الاهى ) شريك دانسته است . اما آنچه در تورات آمده كه اسرائيل نخستين پسر خدا ناميده شده است ، هيچ راهى براى استدلال و تمسّك به ظاهر اين سخن وجود ندارد ؛ زيرا معانى متعددى را برمىتابد . آنان نمىتوانند به دليل آنكه پيامبرشان آنان را بر اين عبارت واقف ساخته ، ادّعا كنند كه عيسى ( ع ) پسر خداست ؛ زيرا آنان بيش از اين عبارت انجيل ، براى موضوع مورد منازعهء خويش دليلى ندارند و كسى كه از پيشينيان خود تقليد مىكند ، مىتواند مدّعى شود كه تمامى اهل ديانت مسيح ( ع ) بر اين مسئله اتفاقنظر دارند . از طرف مقابل هم هيچيك از مسيحيان از كتاب مقدس يا گفتهء پيامبر خود به هيچوجه نمىتوانند دليلى اقامه كنند بر اينكه عيسى ( ع ) پسر خداست ؛ چه به نحو اتحاد جوهرى ذات پدر و پسر ، يا اتحاد اقنومى آن دو ، يا اتحاد با باطن و يا غير اينها . و اثبات اين سخن دشوارتر از آن است كه در اين رابطه ادّعاى سخنى از پيامبرشان داشته باشند . 44 . اما اگر به دنبال استدلالى عقلى باشيم ، هرگز براى اين سخن آنان كه انسان موجودى ازلى گرديد يا ازلى به صورت انسان درآمد دليلى نمىيابيم ؛ زيرا اگر انسان و ازلى هردو ذاتا ثابت و تغييرناپذير باشند ، در اين صورت تبديل و صيرورت يكى به ديگرى به هيچوجه تحقّق نمىيابد و اگر ذاتا ثابت نباشد ، در اين صورت هر دو دگرگون شدهاند و از نظر عقلى باطل است كه خالق ازلى متحوّل شده ، به صورت مخلوقى در آيد كه نبوده ، سپس به وجود آمده است ، يا مخلوق زمانى تغيير يافته و به صورت موجودى ازلى و